ساکن شهر عروسکهای هزار صاحبم ! می جنگم با تمام توانم با تمام غرورم با تمام جانم ! می جنگم تا کودکیم گُم نشود در این ازدحام گنگ هوس ! در این آشفته سرای غریزه ! دلبسته’ آن فرداییم که نصیب این کودک باز مانده از جنگ ! نوازش دستان مهربان تو باشد !
شهر عروسان هنوز به حجله نرفته بیوه شده !
+
نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط شهرام
|
