آوازهای نخوانده
اندکی دیگر تحمل کن مرا ! هنوز آوازی مانده تا بشنوی ! آوازی نخوانده ...
باور !
عزیز دل من ، باران !
من کویریم که حتی
نم بار هم در باورم نقش نمی گیرد !
تو چگونه از من باور رگبار را طلب کردی ؟!!!
+ نوشته شده در سه شنبه 12 دی1385ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط شهرام |
صفحه نخست پست الکترونیک
سهراب سپهری فروغ فرخ زاد
RSS
تمام حقوق این قالب متعلق به Night Silence میباشد.