خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
باری از خون ، پهنه ی برزن و میدان سرخ است
ده به ده ، پرچم خشم است که بر می خیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
تا گل خونی فریاد در این باغستان
ساقه از ضربه ی شلاق زمستان سرخ است
وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت ، غرور کینه داران سرخ است
روسیاه است اگر این شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن ، سینه ی یاران سرخ است
با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است
ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است
+
نوشته شده در دوشنبه 25 خرداد1388ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط شهرام
|

تو دل نداری و غم هم نداری اما من
.
خوشم از اینکه دلی دارم و غمی دارم !
+
نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط شهرام
|

+
نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 9:12 بعد از ظهر توسط شهرام
|
