تبليغاتX
آوازهای نخوانده

آوازهای نخوانده

اندکی دیگر تحمل کن مرا ! هنوز آوازی مانده تا بشنوی ! آوازی نخوانده ...

 

 دلتنگم  و  دیدار تو   درمان من است

بی رنگ رخت  زمانه  زندان من است

بر هیچ دلی  مباد  و  بر هیچ  تنی

آنچ از غم  هجران تو بر جان من است

+ نوشته شده در جمعه 25 اسفند1385ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط شهرام |

 

   تو را دیدم 

   و با نگاهی  متولد شدم !

   من ، دوباره متولد شدم  !

   از نگاهی به رنگ بیکرانهء  اقیانوسها  !

    از نگاهی به همان پر عمقی سِحر کنندهء جنگلهای شمالگان سرزمینم !

   من از نگاه تو  دوباره متولد شدم ، برای یک زندگی عاشقانهء کوتاه !

 

+ نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط شهرام |