دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
+
نوشته شده در جمعه 25 اسفند1385ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط شهرام
|

تو را دیدم
و با نگاهی متولد شدم !
من ، دوباره متولد شدم !
از نگاهی به رنگ بیکرانهء اقیانوسها !
از نگاهی به همان پر عمقی سِحر کنندهء جنگلهای شمالگان سرزمینم !
من از نگاه تو دوباره متولد شدم ، برای یک زندگی عاشقانهء کوتاه !
+
نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط شهرام
|
