تبليغاتX
آوازهای نخوانده

آوازهای نخوانده

اندکی دیگر تحمل کن مرا ! هنوز آوازی مانده تا بشنوی ! آوازی نخوانده ...

 

 ساکن شهر عروسکهای هزار صاحبم !
 شهر عروسان هنوز به حجله نرفته  بیوه شده !

 می جنگم   با تمام توانم     با تمام غرورم     با تمام جانم !

  می جنگم   تا کودکیم گُم نشود   در این ازدحام گنگ هوس ! در این آشفته سرای غریزه !

 دلبسته’ آن فرداییم که نصیب این کودک باز مانده از جنگ ! نوازش دستان مهربان تو باشد !

 

+ نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط شهرام |

 

     شب تو  بد نیست  !

  پناه ستاره است و حافظ  نور ؛

 

  شب من  بد است  !

  ستاره کُش است و  قاتل  نور  !

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط شهرام |